غزلیات

شمارهٔ ۸۵۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن شوخ رسید اینک و خلقی به نظاره

چون نیست مرا طاقت نظّاره چه چاره

۱

هر کس به سر راه رود بهر تماشا

مسکین من حیران کنم از راه کناره

۲

خواهم که دوم پیش عنانش چو غلامان

هر جا که رسد پیش من آن ماه سواره

۳

چو ماتمیان چند کنم نوحه در آن کوی

رخساره خراشیده و پیراهن پاره

۴

بی خوابی ما را اگر آن شوخ نداند

ای کاش بپرسی شبی از ماه و ستاره

۵

خواهم که به یک زخم ازو کشته نگردم

باشد که چشم لذت تیغش دو سه باره

۶

نگرفت در آن سنگ دل افسانه جامی

هر چند که خون می شود از وی دل خاره

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاره۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نظارهچاره
  2. تماشاکناره
  3. غلامانسواره
  4. کویپاره
  5. نداندستاره
  6. نگردمباره
  7. جامیخاره

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.