غزلیاتشمارهٔ ۹۷۱ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریز چشمت چشم آن دارم که گاهیکند سوی گرفتاران نگاهی۱فروغ روی تو از یاد من بردکه وقتی آفتابی بود و ماهی۲فرو ماند از قدت در بوستان سروبه طوبی کی رسد شاخ گیاهی۳به جز روی تو گر دیده ست چشممنمی بینم ازین افزون گناهی۴اگر بپذیری اینک می فرستمز آب دیده سویت عذرخواهی۵گواه آه سردم صبحدم بسکه دید از صبح صادق تر گواهی۶ندانم در دل جامی چه سوز استکه آهی می کشد باز و چه آهی۷