منم که دعوی عشق تو رسم و راه من است
گواه صدق درین دعوی اشک و آه من است
۱حریم دیر مغان را گرفته خانقهم
خم شراب کهن پیر خانقاه من است
۲گرم ز مهر تو مانع نگشت موی سفید
عذار تو به خط سبز عذرخواه من است
۳خوش آنکه سرخوشت از دور دیدم و گفتم
اگر غلط نکنم سرو کج کلاه من است
۴مرا ز سایه دیوار خویش دور مکن
کز آفتاب حوادث همین پناه من است
۵مرا چه غم که جهان را سپاه غم گیرد
چو عشقت از همه غمها گریزگاه من است
۶چه مرد عشق توبودم اگر به تیغ جفا
بریخت غمزه تو خون من، گناه من است
۷چو از صفای ارادت زنم به عشق تو دم
ضمیر پاک و دل روشنت گواه من است
۸ز بوستان لطایف چو جامی آن چمنم
که وصف عارض و خطت گل وگیاه من است
۹