غزلیات

شمارهٔ ۵۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گدای کوی خرابات پل برهنه چراست

اگر نه کفش زده فقر او به فرق غناست

۱

به پشت پای زده راحت دو عالم را

ازان چه باک که خارش خلیده در کف پاست

۲

اگر نه شکر تک و پوی راه فقر کند

شکاف پاشنه او دهان گشاده چراست

۳

نشان گمشدگان می دهد به راه نجات

نشان پاش که بر خاک راه مانده به جاست

۴

به فقر اوست به پا تخت شاه ازان چه غمش

که شه ز تخت به تعظیم او به پای نخاست

۵

عصا زنان به در شه رود گدا آری

ستون خیمه اقبال اوعصای گداست

۶

عبا که بر تن جامی ز خون دل شده آل

رسیده خلعت فقرش به دوش زآل عباست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاست۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. چراستغناست
  2. راپاست
  3. کندچراست
  4. نجاتجاست
  5. غمشنخاست
  6. آریگداست
  7. آلعباست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.