سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح
«یا ایها المزمل » قم و اشرب الصبوح
۱درکش می صبوح که ارباب ذوق را
هم قوت جسم می شود آن هم غذای روح
۲از هر پیاله می که گشادم به آن دهان
مفتوح گشت بر دل من صد در فتوح
۳روی زمین ز تیرگی منکران عشق
محتاج شست و شوی دگر شد کجاست نوح
۴رویت که چشم زنده دلان روشن است ازو
بدر علی نواظر حی الوفا یلوح
۵جعد خوشت که شد نفسم مشکبار ازو
مسک لدی نسائم ریح الصبا یفوح
۶جامی حدیث توبه رها کن که داده اند
معشوق و می ز توبه مرا توبه نصوح
۷