ای دل متاع جان به لب لعل یار بخش
نقد خرد به جام می خوشگوار بخش
۱آورد باد بوی بهار از چمن چو گل
اوراق علم و فضل به باد بهار بخش
۲وصف جمال عشق یکی و یگانگیست
حاشا که جا کند به دلی با هزار بخش
۳من عذر جرم عشق نمی خواهم ای ادیب
جرم مرا به ساقی مشکین عذار بخش
۴سوزان ز خامی خودم ای عشق پخته کار
این خام را ز آتش خود یک شرار بخش
۵بنمای رخ که منتظر جان سپردنم
جان مرا خلاصی ازین انتظار بخش
۶جامی به مزد کار نه عشق است کار کن
پس مزد کار را به خداوند کار بخش
۷