غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

مگو چو لب بگشایی که خنده برشکر است این

نه خنده قفل گشادن ز حقه گهر است این

۱

مده فریب که رست از رخم به باغ تو گلها

به خار هر مژه ام بسته پاره جگر است این

۲

تنم چو موی شد و موی حلقه کاش درآری

مرا به گرد میانت که حلقه کمر است این

۳

خوش آنکه چون ز سرم دردمند شد کف پایت

زدی به پای سرم را که روچه درد سر است این

۴

چو در هوای تو رقصم هزار نشتر محنت

به زیر پای بکوبم که سبزه های تر است این

۵

مرا نماند دگر تاب آنکه هرکه ببینم

به رهگذار تو گویند عاشق دگر است این

۶

زنم نفیر چو آیی ز در برون و نگویی

نفیر جامی درمانده یا صریر دراست این

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: است اینقافیه: ـر۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. ایناین
  2. گلهااین
  3. درآریاین
  4. پایتاین
  5. محنتاین
  6. ببینماین
  7. نگوییاین

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.