پا نه به طرف باغ که گل زیر دست توست
بالا نما که سرو سرافراز پست توست
۱آن باغ نوبری که رسیده ست میوه اش
گرد تو نیزه های جفا خاربست توست
۲تیری به دل خلید که ذوقش به جان رسید
این ذوق چیست گر نه گشادش ز شست توست
۳روی تو هست آتش و پیشش دوتا شده
زلف سیاه هندوی آتش پرست توست
۴کردی برهنه ساعد سیمین به قصد ما
امروز در جفا و ستم دست دست توست
۵غم نیست زانکه خاطر ما را شکسته ای
ما را همه درستی کار از شکست توست
۶باشد مدام مستی رندان ز جام می
جامی نه جام دیده نه می خورده مست توست
۷