قصاید

شمارهٔ ۱۶۳ - مطلع دوم خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

از همه عالم شده‌ام بر کران

بسته به سودای تو جان بر میان

۱

جان نه و چون سایه به تو زنده‌ام

با تو و صد ساله ره اندر میان

۲

از تب هجران تو ناخن کبود

پیش تو انگشت زنان کالامان

۳

آن نه ز گریه است که چشمم به قصد

هست گهر ریز به سوی دهان

۴

لیک زبانم چو حدیثت کند

دیده نثار آرد بهر زبان

۵

وصل تو بی‌هجر توان دید؟ نی

گوشت جدا کی شود از استخوان

۶

چون کنم افغان که ز تف جگر

سوخته شد در دهن من فغان

۷

در بصرم سفته شده است آفتاب

ز آنکه مرا دیده شد الماس دان

۸

دود دلم گر به فلک برشود

هفت فلک هشت شود در زمان

۹

بیعگه غم دل خاقانی است

زان کشد اندوه در او کاروان

۱۰

وین رمقی کز رقمش مانده است

از ظل خورشید سپهر آستان

۱۱

مشتری عصمت و خورشید دین

صدر ازل قدر ابد قهرمان

۱۲

نایب سلطان هدی، احمشاد

کوست در اقلیم کرم کامران

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـان۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. کرانمیان
  2. زنده‌اممیان
  3. کبودکالامان
  4. قصددهان
  5. کندزبان
  6. نیاستخوان
  7. جگرفغان
  8. آفتابدان
  9. برشودزمان
  10. استکاروان
  11. استآستان
  12. دینقهرمان
  13. احمشادکامران

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۲۲۴ شعر) قرار دارد.