تا دل من دل به قناعت نهاد
ملک جهان را به جهان بازداد
۱دفتر آز از بر من برگرفت
مصحف عزلت عوض آن نهاد
۲خسرو خرسندی من در ربود
تاج کیانی ز سر کیقباد
۳نیز فریبم ندهد طمع و جمع
نیز حجابم نشود بود و باد
۴تا چه کند مرد خردمند، آز
تا چه کند باشهٔ چالاک، باد
۵این همه هست و سبکی عمر من
رفت و مرا تجربهها اوفتاد
۶کافرم ار ز آدمیان دیدهام
هیچ کسی مردم و مردم نهاد
۷این نکت از خاطر خاقانی است
شو گهری دان که ز خورشید زاد
۸