غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

سر به عدم درنه و یاران طلب

بوی وفا خواهی ازیشان طلب

۱

بر سر عالم شو و هم جنس جوی

در تک دریا رو و مرجان طلب

۲

مرکز خاکی نبوَد جای تو

مرتبهٔ گنبد گردان طلب

۳

مائدهٔ جان چو نهی در میان

جان به میانجی نِه و مهمان طلب

۴

روی زمین خیل شیاطین گرفت

شمع برافروز و سلیمان طلب

۵

ای دل خاقانی مجروح خیز

اهل به دست آور و درمان طلب

۶

زهر سفر نوش کن اول چو خضر

پس برو و چشمهٔ حیوان طلب

۷

خطهٔ شروان نشود خیروان

خیر برون از خط شروان طلب

۸

سنگ به قرابهٔ خویشان فکن

خویش و قرابات دگرسان طلب

۹

یوسف دیدی که ز اخوة چه دید

پشت بر اخوة کن و اخوان طلب

۱۰

مشرب شروان ز نهنگان پر است

آبخور آسان به خراسان طلب

۱۱

روی به دریا نه و چون بگذری

در طبرستان طربستان طلب

۱۲

مقصد آمال ز آمُل شناس

یوسف گم کرده به گرگان طلب

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: طلبقافیه: ـان۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«طلب» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. طلبطلب
  2. جویطلب
  3. توطلب
  4. میانطلب
  5. گرفتطلب
  6. خیزطلب
  7. خضرطلب
  8. خیروانطلب
  9. فکنطلب
  10. دیدطلب
  11. استطلب
  12. بگذریطلب
  13. شناسطلب

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.