غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شور عشق تو در جهان افتاد

بیدلان را به جان زیان افتاد

۱

تو هنوز از جهان نزاده بدی

کز تو آوازه در جهان افتاد

۲

آتشی زد غم تو در جانم

که شرارش بر آسمان افتاد

۳

تو سلامت گزین که نام دلم

از ملامت به هر زبان افتاد

۴

کار من مصلحت کجا گیرد

خاصه کاین فتنه در میان افتاد

۵

خصم بر کُشتنم سبک برخاست

گفت صیدی عجب گران افتاد

۶

صورت حال خصم و خاقانی

مثل مار و باغبان افتاد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: افتادقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«افتاد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. افتادافتاد
  2. بدیافتاد
  3. جانمافتاد
  4. دلمافتاد
  5. گیردافتاد
  6. برخاستافتاد
  7. خاقانیافتاد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.