بر دل، غمِ فراقت آسان چگونه باشد
دل را قیامت آمد شادان چگونه باشد
۱تو کامران حُسنی از خود قیاس میکن
آن کو اسیر هجر است آسان چگونه باشد
۲پیغام داده بودی گفتی که چونی از غم
آن کز تو دور ماند میدان چگونه باشد
۳هر لحظه چون گوزنان هوئی برآرم از جان
سگجانم ارنه چندین هجران چگونه باشد
۴نالندهٔ فراقم وز من طبیب عاجز
درماندهٔ اجل را درمان چگونه باشد
۵خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران
صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد
۶پیش پیام و نامهت بر خاک باز غلْطم
در خون و خاک، صیدی غلطان چگونه باشد
۷نامه به موی بندی، وز اشک مُهر سازی
در مُهرِ تر نگوئی عنوان چگونه باشد
۸بر مویبندِ نامهت، طوفان گریست چشمم
چندین به گرد موئی طوفان چگونه باشد
۹خاقانی اَست و آهی صد جا شکسته در بر
یارب که من چنینم جانان چگونه باشد
۱۰