غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۲ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

دل سکهٔ عشق می‌نگردانَد

جان خطبهٔ عافیت نمی‌خواند

۱

یک رشتهٔ جان به صد گره دارم

صبرش گرهی گشاد نتواند

۲

گفتی به مغان رو و به می بنشین

کاین آتش غم جز آب ننشاند

۳

رفتم به مغان و هم ندیدم کس

کو آب طرب به جوی دل راند

۴

ساقی دیدم که جرعه بر آتش

می‌ریزد و خاک تشنه می‌ماند

۵

بر آتش ریزد آب خضر آوخ

من خاک و اسیر باد و او داند

۶

چو خاک ز جرعه جوشم از غیرت

کو جرعه چرا بر آتش افشاند

۷

دل ماند ز ساقیم، غلط گفتم

آن دل که نمانْد ازو کجا ماند

۸

هان! چشم من است ساقی و اشکم

دُرد است و رخم سفال را ماند

۹

جز ساقی و دُردی سفال و می

از ششدر غم مرا که برهاند

۱۰

ای پیر مغان دل شما مرغان

آمد شد ما دگر نرنجاند

۱۱

خمار شما ندارد آن رطلی

کو عقل مرا تمام بستاند

۱۲

کهسار شما نیارد آن سیلی

کو سنگ مرا ز جا بگرداند

۱۳

خاقانی، نخل عشق شد تازه

کو دست طلب که نخل جنباند

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاند۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌نگرداندنمی‌خواند
  2. دارمنتواند
  3. بنشینننشاند
  4. کسراند
  5. آتشمی‌ماند
  6. آوخداند
  7. غیرتافشاند
  8. گفتمماند
  9. اشکمماند
  10. میبرهاند
  11. مرغاننرنجاند
  12. رطلیبستاند
  13. سیلیبگرداند
  14. تازهجنباند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.