غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

وصل تو به وهم درنمی‌آید

وصف تو به گفت برنمی‌آید

۱

شد عمر و عماری وصال تو

از کوی امید درنمی‌آید

۲

وصل تو به وعده گفت می‌آیم

آمد اجل، او مگر نمی‌آید

۳

زان می که تو را نصیب خصمان است

یک جرعه مرا به سر نمی‌آید

۴

افسونِ مسیح بر تو می‌خوانم

افسوس که کارگر نمی‌آید

۵

خاقانی کی رسد به گرد تو

چون دولت راهبر نمی‌آید

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: آیدقافیه: ـنمی۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«آید» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • ردیف با نیم‌فاصله به واژه چسبیده است؛ ممکن است جزئی از خود واژه باشد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. درنمی‌آیدبرنمی‌آید
  2. تودرنمی‌آید
  3. می‌آیمنمی‌آید
  4. استنمی‌آید
  5. می‌خوانمنمی‌آید
  6. تونمی‌آید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.