غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۵۱ خاقانیشاعرخاقانیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریروی تو را در رکاب شمس و قمر میرودلعل تو را در عنان شهد و شکر میرود۱قافلهٔ عشق تو میرود اندر جهانطائفهٔ عقلها هم به اثر میرود۲روی تو را در فروغ دید نشاید از آنکز آتش رخسار تو تاب بصر میرود۳بیتو به بازار عشق سخت کساد است صبرنقد روانتر در او خون جگر میرود۴حاصل خاقانی است دفتر غمهای توزان، چو قلم بر درت راه به سر میرود۵