نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان
خانه فروشی بزن آستیی برفشان
۱بهر چنین هودج بارگشی دار دل
پیش چنین شاهدی پیشکشی ساز جان
۲خیز و به صحرای عشق ساز چراگاه از آنک
بابت رخش تو نیست آخور آخر زمان
۳گلخن ایام را باغ سلامت مگوی
کلبهٔ قصاب را موقف عیسی مدان
۴هیچ دل گرم را شربت گردون نساخت
ز آنکه تباشیر اوست بیشتری استخوان
۵کم خور خاقانیا مائدهٔ دهر از آنک
نیست ابا خوشگوار، هست ترش میزبان
۶تاج امان بایدت پای شهنشاه بوس
نشرهٔ جان بایدت مدح منوچهر خوان
۷شاه ملایک شعار، شیر ممالک شکار
خسرو اقلیم بخش، رستم توران ستان
۸