ز خوبان جز جگرخواری نیاید
ز بدعهدان وفاداری نیاید
۱ز ایام و ز هرک ایام پرورد
به نسبت جز جفاکاری نیاید
۲ز خوبان هرکه را بیش آزمائی
ازو جز زشت کرداری نیاید
۳ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت
ز بد گر نیکی انگاری نیاید
۴ز می سرکه توان کردن ولیکن
ز سرکه می طمع داری نیاید
۵دلا یاری مجوی از یار بدعهد
کزان خونخواره غمخواری نیاید
۶پری را ماند آن بیشرم اگرنه
ز مردم مردمآزاری نیاید
۷به ناله یار خاقانی شو ای دل
که از یاران تو را یاری نیاید
۸چه سود از ناله کاندر چشم بختت
ز نفخ صور بیداری نیاید
۹تو یاری از حریفان تا نجوئی
کز ایشان خود بجز ماری نیاید
۱۰