از عشق دوست بین که چه آمد به روی من
کز غم مرا بکشت و نیازرد موی من
۱از عشق یار روی ندارم که دم زنم
کز عشق روی او چه غم آمد به روی من
۲باری کبوترا تو ز من نامهای ببر
نزدیک یار و پاسخش آور به سوی من
۳درد دلم ببین که دلم وصل جوی اوست
آه ای کبوتر از دل سیمرغ جوی من
۴زنهار تا به برج دگر کس بنگذری
برجت سرای من به و صحرات کوی من
۵گستاخ برمپر که مبادا که ناگهی
شاهین بود نشانده به راهت عدوی من
۶بر پای بندمت زر چهره که حاسدان
بیرنگ زر رها نکنندت به بوی من
۷خاقانی است جوجو در آرزوی او
او خود به نیم جو نکند آرزوی من
۸