ای باد بوی یوسف دلها به ما رسان
یک نوبر از نهال دل ما به ما رسان
۱از زلف او چو بر سر زلفش گذر کنی
پنهان بدزد موئی و پیدا به ما رسان
۲با خویشتن ببر دل ما کز سگان اوست
امشب به داغ او کن و فردا به ما رسان
۳گر آفتاب زردی از آن سو گذشتهای
پیغام آن ستارهٔ رعنا به ما رسان
۴ای نازنین کبوتر از اینجاست برج تو
گر هیچ نامه آری از آنجا به ما رسان
۵ای هدهد سحرگهی از دوست نامهای
بستان ببند بر سر و عمدا به ما رسان
۶با دوست خلوه کن دو بدو و آنچه گفتهایم
یک یک بگوی و پاسخ آن را به ما رسان
۷ما را مراد ازین همه یا رب وصال اوست
یا رب مراد یا رب ما را به ما رسان
۸خاقانیایم سوختهٔ عشق وامقی
عذرا نسیمی از برِ عذرا به ما رسان
۹