ای تماشاگاه جانها طرف لالهستان تو
مطلع خورشید زیر زلف مه جولان تو
۱تا نهادی حسن را دار الخلافه زیر زلف
هست دار الملک فتنه در سر مژگان تو
۲حلق خلقی را به طوق شوق تو در بند کرد
زلف مشک افشان شهر آشوب مه چوگان تو
۳ای به خوان زلف تو یوسف طفیلی آمده
کیست کو بیخون دل یک لقمه خورد از خوان تو
۴کی برد سر در گریبان خرد آن را که هست
پای در دام هوا و دست در دامان تو
۵از پی آن کاتش هجر تو دارم یادگار
نزد من آب حیات است آتش هجران تو
۶جان خاقانی فدای روح جان افروز توست
گرچه خصم اوست جانا یار جانان جان تو
۷