رخت تمنای دل بر در عشاق نه
تخت شهنشاه عشق بر سر آفاق نه
۱قفل که بر لب نهی از لب معشوق ساز
پای که از سر کنی در صف عشاق نه
۲زخم که جانان زند همسر مرهم شناس
زهر که سلطان دهد همبر تریاق نه
۳طاق پذیر است عشق جفت نخواهد حریف
بر نمط عشق اگر پای نهی طاق نه
۴دیدهٔ تو راست نیست لاف یکی بین مزن
صورت تو خوب نیست آینه بر طاق نه
۵عالَم زراق را سُغبه مشو چون شدی
هر دو جهان مردوار بر کف زراق نه
۶از سرِ حدّ وجود بگذر خاقانیا
با عدم ار عاشقی دست به میثاق نه
۷