غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۰ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دشوار عشق بر دلم آسان نمی‌کنی

درد مرا به بوسی درمان نمی‌کنی

۱

بسیار گفتمت که زیان دلم مخواه

گفتن چه سود با تو، که فرمان نمی‌کنی

۲

هجر توام ز خون جگر طعمه می‌دهد

گر تو به خوان وصلش مهمان نمی‌کنی

۳

با تو حدیث بوسه همان به که کم کنم

کالا حدیث زر فراوان نمی‌کنی

۴

جان می‌دهم به جای زر این نادره که تو

از زر حدیث می‌کنی از جان نمی‌کنی

۵

یک چشم زد نباشد کز بهر چشم زخم

قرب هزار جان که تو قربان نمی‌کنی

۶

چون زور آزما شده دست جنون تو

خاقانیا تو فکر گریبان نمی‌کنی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نمی‌کنیقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نمی‌کنی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌کنینمی‌کنی
  2. مخواهنمی‌کنی
  3. می‌دهدنمی‌کنی
  4. کنمنمی‌کنی
  5. تونمی‌کنی
  6. زخمنمی‌کنی
  7. تونمی‌کنی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.