دلم در بحر سودای تو غرق است
نکو بشنو که این معنی نه زرق است
۱فراقت ریخت خونم این چه تیغ است
نفاقت سوخت جانم این چه برق است
۲جهان بستد ز ما طوفان عشقت
امانی ده که ما را بیم غرق است
۳تو هم هستی در این طوفان ولیکن
تو را تا کعب و ما را تا به فرق است
۴اگرچه دیگری بر ما گزیدی
ندانستی کز او تا ما چه فرق است
۵