قطعات

شمارهٔ ۱۴۱ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قطعات
قالب
قطعه
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گر به شروانم اهل دل می‌ماند

در ضمیرم سفر نمی‌آمد

۱

ور به تبریزم آب رخ می‌بود

ارمنم آبخور نمی‌آمد

۲

ور به ارمن دو جنس می‌دیدم

دل به جای دگر نمی‌آمد

۳

هرچه می‌کردم آسمان با من

از در مهر در نمی‌آمد

۴

هرچه می‌تاختم به راه امید

طالعم راهبر نمی‌آمد

۵

خون همی شد ز آرزو جگرم

و آرزوی جگر نمی‌آمد

۶

آرزو بود در حجاب عدم

به تمنا به در نمی‌آمد

۷

همتی نیز داشتم که مرا

دو جهان در نظر نمی‌آمد

۸

بیش بیش آرزو که بود مرا

با کم کم به سر نمی‌آمد

۹

آب روزی ز چشمهٔ هر روز

یک دو دم بیشتر نمی‌آمد

۱۰

دل نمی‌داشت برگ خشک آخر

وز جهان بوی تر نمی‌آمد

۱۱

ترک بیشی بگفتم از پی آنک

کشت دولت به بر نمی‌آمد

۱۲

آنچه آمد مرا نمی‌بایست

و آنچه بایست بر نمی‌آمد

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمی‌آمدقافیه: ـر۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. می‌ماندنمی‌آمد
  2. می‌بودنمی‌آمد
  3. می‌دیدمنمی‌آمد
  4. مننمی‌آمد
  5. امیدنمی‌آمد
  6. جگرمنمی‌آمد
  7. عدمنمی‌آمد
  8. مرانمی‌آمد
  9. مرانمی‌آمد
  10. روزنمی‌آمد
  11. آخرنمی‌آمد
  12. آنکنمی‌آمد
  13. نمی‌بایستنمی‌آمد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعات (۳۶۲ شعر) قرار دارد.