خبر برآمد کان آفتاب شرع فرو شد
هزار آه زهرک آن خبر شنود برآمد
۱چون روز اسعد ازین چرخ دیر سال فرو رفت
ز چرخ نالهٔ وا اسعداه زود برآمد
۲چو روی علم نهان شد شکست پشت جهانی
طراق پشت شکستن ز هر که بود برآمد
۳خواص آذربیجان چو دود آذرپیچان
بسوختند و ز هر یک هزار دود برآمد
۴خلیفه جامهٔ سوکش قبا کند چو غلامان
که جان خواجه که سلطان دیر بود برآمد
۵گریست دیدهٔ خسرو بریخت در کیانی
فرود شد که روانش ازین فرود برآمد
۶فلک ستاره فرو برد و خور ز نور تهی شد
زمانه مایه زیان کرد و خود ز سود برآمد
۷مرا ز ماتم او جان و دل به رنگرزان شد
لباس جان سیه از رنگ و دل کبود برآمد
۸