قطعاتشمارهٔ ۱۳۹ خاقانیشاعرخاقانیمجموعهقطعاتقالبقطعهوزنمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریچه شد که بادیه بربود رنگ خاقانیکه صبح فام شد از راه و شامگون آمد۱در آفتاب نبینی که شد اسیر کسوفچو تیغ زنگ زده در میان خون آمد۲میار طعنه در آن کش سموم بادیه سوختکه آن سفر ز عذاب سقر فزون آمد۳مکن به لون سیه دیگ را شکسته، ببینکه از دهان کدام اژدها برون آمد۴