خدای داند معنی میان نطفه نهادن
به دست مرد جز این نیست کآب نطفه براند
۱از آفتاب وهوا دان که تخم یابد بالش
ز برزگر چه برآید جز آنکه تخم فشاند
۲حلال زادهٔ صورت چه سودمند که فعلش
در آزمایش معنی به اصل باز بخواند
۳حرام زادهٔ صورت که دارد آیت معنی
سزد که داورش الا حلال زاده نداند
۴به آب تیره توان کرد نسبت همه لل
ببین که لل رشن به آب تیره چه ماند
۵درافرینش نفسی که بد ز مایهٔ ناقص
ریاضتش به کمالی که واجب است رساند
۶نه گل به نسبت خاکی نخست درد سر آرد
چو یافت صحبت آتش نه درد سر بنشاند
۷