غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا ای جان نو داده جهان را

ببر از کار عقل کاردان را

۱

چو تیرم تا نپرانی نپرم

بیا بار دگر پر کن کمان را

۲

ز عشقت باز تشت از بام افتاد

فرست از بام باز آن نردبان را

۳

مرا گویند ‌«بامش از چه سوی است‌؟‌»

از آن سویی که آوردند جان را

۴

از آن سویی که هر شب جان روان است

به وقت صبح بازآرد روان را

۵

از آن سو که بهار آید زمین را

چراغ نو دهد صبح آسمان را

۶

از آن سو که عصایی اژدها شد

به دوزخ برد او فرعونیان را

۷

از آن‌سو که تو‌را این جست و جو خاست

نشان خود اوست می‌جوید نشان را

۸

تو آن مردی که او بر خر نشسته است

همی‌پرسد ز خر این را و آن را

۹

خمش کن کاو نمی‌خواهد ز غیرت

که در دریا درآرد همگنان را

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: راقافیه: ـان۹ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«را» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. نپرمرا
  3. افتادرا
  4. استرا
  5. استرا
  6. رارا
  7. شدرا
  8. خاسترا
  9. استرا
  10. غیرترا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.