دوش دل عربده گر با کی بود
مشت کی کردست دو چشمش کبود
۱آن دل پرخواره ز عشق شراب
هفت قدح از دگران برفزود
۲مست شد و بر سر کوی اوفتاد
دست زنان ناگه خوابش ربود
۳آن عسسی رفت قبایش ببرد
وان دگری شد کمرش را گشود
۴آمد چنگی بنوازید تار
جست ز خواب آن دل بیتار و پود
۵دید قبا رفته خمارش نماند
دید زیان کم شد سودای سود
۶دیدش ساقی که در آتش فتاد
جام گرفت و سوی او شد چو دود
۷بر غم او ریخت می دلگشا
صورت اقبال بدو رو نمود
۸بخت بقا یافت قبا گو برو
ذوق فنا دید چه جوید وجود
۹عالم ویرانه به جغدان حلال
باد دو صد شنبه از آن جهود
۱۰ما چو خرابیم و خراباتییم
خیز قدح پر کن و پیش آر زود
۱۱این قدح از لطف نیاید به چشم
جسم نداند می جان آزمود
۱۲زان سوی گوش آمد این طبل عید
در دلش آتش بزن افغان عود
۱۳بس کن و اندر تتق عشق رو
دلبر خوبست و هزاران حسود
۱۴