هر که ز عشاق گریزان شود
بار دگر خواجه پشیمان شود
۱والله منت همه بر جان اوست
هر که سوی چشمه حیوان شود
۲هر که سبوی تو کشد عاقبت
در حرم عشرت سلطان شود
۳تنگ بود حوصله آدمی
از تو چو دریای و چو عمان شود
۴رو به دل اهل دلی جای گیر
قطره به دریا در و مرجان شود
۵جنبش هر ذره به اصل خودست
هر چه بود میل کسی آن شود
۶کافر صدساله چو بیند تو را
سجده کند زود مسلمان شود
۷جان و دل از جذبه میل و هوس
همصفت دلبر و جانان شود
۸خار که سرتیز ره عاشق است
عاقبت امر گلستان شود
۹ناطقه را بند کن و جمع باش
گر نه ضمیر تو پریشان شود
۱۰