نرم نرمک سوی رخسارش نگر
چشم بگشا چشم خمارش نگر
۱چون بخندد آن عقیق قیمتی
صد هزاران دل گرفتارش نگر
۲سر برآر از مستی و بیدار شو
کار و بار و بخت بیدارش نگر
۳اندرآ در باغ بیپایان دل
میوه شیرین بسیارش نگر
۴شاخههای سبز رقصانش ببین
لطف آن گلهای بیخارش نگر
۵چند بینی صورت نقش جهان
بازگرد و سوی اسرارش نگر
۶حرص بین در طبع حیوان و نبات
بعد از آن سیری و ایثارش نگر
۷حرص و سیری صنعت عشقست و بس
گر ندیدی عشق را کارش نگر
۸گر ندیدی عشق رنگ آمیز را
رنگ روی عاشق زارش نگر
۹با چنین دشوار بازاری که اوست
با زر و بیزر خریدارش نگر
۱۰