عشق را با گفت و با ایما چه کار
روح را با صورت اسما چه کار
۱عاشقان گویاند در چوگان یار
گوی را با دست و یا با پا چه کار
۲هر کجا چوگانش راند میرود
گوی را با پست و با بالا چه کار
۳آینهست و مظهر روی بتان
با نکوسیماش و بدسیما چه کار
۴سوسمار از آب خوردن فارغست
مر ورا با چشمه و سقا چه کار
۵آن خیالی که ضمیر اوطان اوست
پاش را با مسکن و با جا چه کار
۶عیسیی که برگذشت او از اثیر
با غم سرماش و یا گرما چه کار
۷ای رسایل کشته با نادی غیب
رو تو را با گفت و با غوغا چه کار
۸