آمدم من بیدل و جان ای پسر
رنگ من بین نقش برخوان ای پسر
۱نی غلط من نامدم تو آمدی
در وجود بنده پنهان ای پسر
۲همچو زر یک لحظه در آتش بخند
تا ببینی بخت خندان ای پسر
۳در خرابات دلم اندیشههاست
در هم افتاده چو مستان ای پسر
۴پای دار و شور مستان گوش دار
در شکست و جست دربان ای پسر
۵آمدم و آوردمت آیینهای
روی بین و رو مگردان ای پسر
۶کفر من آیینه ایمان توست
بنگر اندر کفر ایمان ای پسر
۷میزنم من نعرهها در خامشی
آمدم خاموش گویان ای پسر
۸