ای مطرب دل برای یاری را
در پرده زیر گوی زاری را
۱رو در چمن و به روی گل بنگر
همدم شو بلبل بهاری را
۲دانی چه حیاتها و مستیهاست
در مجلس عشق جان سپاری را
۳چون دولت بیشمار را دیدی
بسپار بدو دم شماری را
۴ای روح شکار دلبری گشتی
کاو زنده کند ابد شکاری را
۵ای ساقی دل ز کار واماندم
وقت است بده شراب کاری را
۶آراسته کن مرا و مجلس را
کآراستهای شرابداری را
۷بزمیست نهان چنین حریفان را
جانیست دگر شرابخواری را
۸