حال ما بیآن مه زیبا مپرس
آنچ رفت از عشق او بر ما مپرس
۱زیر و بالا از رخش پرنور بین
ز اهتزاز آن قد و بالا مپرس
۲گوهر اشکم نگر از رشک عشق
وز صفا و موج آن دریا مپرس
۳در میان خون ما پا درمنه
هیچم از صفرا و از سودا مپرس
۴خون دل میبین و با کس دم مزن
وز نگار شنگ سرغوغا مپرس
۵صد هزاران مرغ دل پرکنده بین
تو ز کوه قاف و از عنقا مپرس
۶صد قیامت در بلای عشق اوست
درنگر امروز و از فردا مپرس
۷ای خیال اندیش دوری سخت دور
سر او از طبع کارافزا مپرس
۸چند پرسی شمس تبریزی کی بود
چشم جیحون بین و از دریا مپرس
۹