بیا بیا که توی جان جان جان سماع
بیا که سرو روانی به بوستان سماع
۱بیا که چون تو نبودست و هم نخواهد بود
بیا که چون تو ندیدست دیدگان سماع
۲بیا که چشمه خورشید زیر سایه تست
هزار زهره تو داری بر آسمان سماع
۳سماع شکر تو گوید به صد زبان فصیح
یکی دو نکته بگویم من از زبان سماع
۴برون ز هر دو جهانی چو در سماع آیی
برون ز هر دو جهانست این جهان سماع
۵اگر چه بام بلندست بام هفتم چرخ
گذشته است از این بام نردبان سماع
۶به زیر پای بکوبید هر چه غیر ویست
سماع از آن شما و شما از آن سماع
۷چو عشق دست درآرد به گردنم چه کنم
کنار درکشمش همچنین میان سماع
۸کنار ذره چو پر شد ز پرتو خورشید
همه به رقص درآیند بیفغان سماع
۹بیا که صورت عشقست شمس تبریزی
که باز ماند ز عشق لبش دهان سماع
۱۰