غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۹۹ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ

گویند صبح نبود شام تو را دروغ

۱

گویند بهر عشق تو خود را چه می‌کشی

بعد از فنای جسم نباشد بقا دروغ

۲

گویند اشک چشم تو در عشق بیهده‌ست

چون چشم بسته گشت نباشد لقا دروغ

۳

گویند چون ز دور زمانه برون شدیم

زان سو روان نباشد این جان ما دروغ

۴

گویند آن کسان که نرستند از خیال

جمله خیال بد قصص انبیا دروغ

۵

گویند آن کسان که نرفتند راه راست

ره نیست بنده را به جناب خدا دروغ

۶

گویند رازدان دل اسرار و راز غیب

بی‌واسطه نگوید مر بنده را دروغ

۷

گویند بنده را نگشایند راز دل

وز لطف بنده را نبرد بر سما دروغ

۸

گویند آن کسی که بود در سرشت خاک

با اهل آسمان نشود آشنا دروغ

۹

گویند جان پاک از این آشیان خاک

با پر عشق برنپرد بر هوا دروغ

۱۰

گویند ذره ذره بد و نیک خلق را

آن آفتاب حق نرساند جزا دروغ

۱۱

خاموش کن ز گفت وگر گویدت کسی

جز حرف و صوت نیست سخن را ادا دروغ

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دروغقافیه: ـا۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دروغدروغ
  2. می‌کشیدروغ
  3. بیهده‌ستدروغ
  4. شدیمدروغ
  5. خیالدروغ
  6. راستدروغ
  7. غیبدروغ
  8. دلدروغ
  9. خاکدروغ
  10. خاکدروغ
  11. رادروغ
  12. کسیدروغ

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.