گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ
گویند صبح نبود شام تو را دروغ
۱گویند بهر عشق تو خود را چه میکشی
بعد از فنای جسم نباشد بقا دروغ
۲گویند اشک چشم تو در عشق بیهدهست
چون چشم بسته گشت نباشد لقا دروغ
۳گویند چون ز دور زمانه برون شدیم
زان سو روان نباشد این جان ما دروغ
۴گویند آن کسان که نرستند از خیال
جمله خیال بد قصص انبیا دروغ
۵گویند آن کسان که نرفتند راه راست
ره نیست بنده را به جناب خدا دروغ
۶گویند رازدان دل اسرار و راز غیب
بیواسطه نگوید مر بنده را دروغ
۷گویند بنده را نگشایند راز دل
وز لطف بنده را نبرد بر سما دروغ
۸گویند آن کسی که بود در سرشت خاک
با اهل آسمان نشود آشنا دروغ
۹گویند جان پاک از این آشیان خاک
با پر عشق برنپرد بر هوا دروغ
۱۰گویند ذره ذره بد و نیک خلق را
آن آفتاب حق نرساند جزا دروغ
۱۱خاموش کن ز گفت وگر گویدت کسی
جز حرف و صوت نیست سخن را ادا دروغ
۱۲