رو رو که نهای عاشق ای زلفک و ای خالک
ای نازک و ای خشمک پابسته به خلخالک
۱با مرگ کجا پیچد آن زلفک و آن پیچک
بر چرخ کجا پرد آن پرک و آن بالک
۲ای نازک نازکدل دل جو که دلت ماند
روزی که جدا مانی از زرک و از مالک
۳اشکسته چرا باشی دلتنگ چرا گردی
دل همچو دل میمک قد همچو قد دالک
۴تو رستم دستانی از زال چه میترسی
یا رب برهان او را از ننگ چنین زالک
۵من دوش تو را دیدم در خواب و چنان باشد
بر چرخ همیگشتی سرمستک و خوش حالک
۶میگشتی و میگفتی ای زهره به من بنگر
سرمستم و آزادم ز ادبارک و اقبالک
۷درویشی وانگه غم از مست نبیذی کم
رو خدمت آن مه کن مردانه یکی سالک
۸بر هفت فلک بگذر افسون زحل مشنو
بگذار منجم را در اختر و در فالک
۹من خرقه ز خور دارم چون لعل و گهر دارم
من خرقه کجا پوشم از صوفک و از شالک
۱۰با یار عرب گفتم در چشم ترم بنگر
میگفت به زیر لب لا تخدعنی والک
۱۱میگفتم و میپختم در سینه دو صد حیلت
میگفت مرا خندان کم تکتم احوالک
۱۲خامش کن و شه را بین چون باز سپیدی تو
نی بلبل قوالی درمانده در این قالک
۱۳