امروز بحمدالله از دی بترست این دل
امروز در این سودا رنگی دگرست این دل
۱در زیر درخت گل دی باده همیخورد او
از خوردن آن باده زیر و زبرست این دل
۲از بس که نی عشقت نالید در این پرده
از ذوق نی عشقت همچون شکرست این دل
۳بند کمرت گشتم ای شهره قبای من
تا بسته بگرد تو همچون کمرست این دل
۴از پرورش آبت ای بحر حلاوتها
همچون صدفست این تن همچون گهرست این دل
۵چون خانه هر مؤمن از عشق تو ویران شد
هر لحظه در این شورش بر بام و درست این دل
۶شمس الحق تبریزی تابنده چو خورشیدست
وز تابش خورشیدش همچون سحرست این دل
۷