اندرآ با ما نشان ده راستک
ماجرا را در میان نه راستک
۱چون کمانی با من آخر پیش آ
همچو تیری کید از زه راستک
۲ای فضولی سو به سو چندین مجه
ور جهی باری برون جه راستک
۳ده خدایی نیست جز تو هیچ کس
کو بگوید حال این ده راستک
۴چون تو آدینه نخواهی آمدن
وعده مان ده روز شنبه راستک
۵در دروغ و مکر ذوقی هست لیک
آن نمیارزد همان به راستک
۶گر بدیدی شمس تبریزی بگو
یک نشان با کهترین که راستک
۷