غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال

خطاب لطف چو شکر به جان رسد که تعال

۱

در آب چون نجهد زود ماهی از خشکی

چو بانگ موج به گوشش رسد ز بحر زلال

۲

چرا ز صید نپرد به سوی سلطان باز

چو بشنود خبر ارجعی ز طبل و دوال

۳

چرا چو ذره نیاید به رقص هر صوفی

در آفتاب بقا تا رهاندش ز زوال

۴

چنان لطافت و خوبی و حسن و جان بخشی

کسی از او بشکیبد زهی شقا و ضلال

۵

بپر بپر هله ای مرغ سوی معدن خویش

که از قفس برهید و باز شد پر و بال

۶

ز آب شور سفر کن به سوی آب حیات

رجوع کن به سوی صدر جان ز صف نعال

۷

برو برو تو که ما نیز می‌رسیم ای جان

از این جهان جدایی بدان جهان وصال

۸

چو کودکان هله تا چند ما به عالم خاک

کنیم دامن خود پر ز خاک و سنگ و سفال

۹

ز خاک دست بداریم و بر سما پریم

ز کودکی بگریزیم سوی بزم رجال

۱۰

مبین که قالب خاکی چه در جوالت کرد

جوال را بشکاف و برآر سر ز جوال

۱۱

به دست راست بگیر از هوا تو این نامه

نه کودکی که ندانی یمین خود ز شمال

۱۲

بگفت پیک خرد را خدا که پا بردار

بگفت دست اجل را که گوش حرص بمال

۱۳

ندا رسید روان را روان شو اندر غیب

منال و گنج بگیر و دگر ز رنج منال

۱۴

تو کن ندا و تو آواز ده که سلطانی

تو راست لطف جواب و تو راست علم سؤال

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـال۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. جلالتعال
  2. خشکیزلال
  3. بازدوال
  4. صوفیزوال
  5. بخشیضلال
  6. خویشبال
  7. حیاتنعال
  8. جانوصال
  9. خاکسفال
  10. پریمرجال
  11. کردجوال
  12. نامهشمال
  13. برداربمال
  14. غیبمنال

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.