پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم
تو تلخ مشو با من تا تنگ شکر گیرم
۱بیرنگ فرورفتم در عشق تو ای دلبر
برکش تو از این خنبم تا رنگ دگر گیرم
۲دلتنگتر از میمم چون در طمع و بیمم
من قرص به دو نیمم چون شکل قمر گیرم
۳ای از رخ شاه جان صد بیذق را سلطان
بر اسب نشین ای جان تا غاشیه برگیرم
۴وز باد لجاج خود وز غصه نیک و بد
هر چند بدم در خود والله که بتر گیرم
۵امنی است مرا از تو امنم توی ای مه رو
یا امن دهم زین سو یا راه خطر گیرم
۶چون سرو خمید از من گلزار چرید از من
ایمان چو رمید از من ترسم که کفر گیرم
۷تو غمزه غمازی از تیر سپر سازی
چون تیر تو اندازی پس من چه سپر گیرم
۸زیر و زبر عشقم شمس الحق تبریز است
جان را ز پی عشقش من زیر و زبر گیرم
۹