حسودان را ز غم آزاد کردم
دل گله خران را شاد کردم
۱به بیدادان بدادم داد پنهان
ولی در حق خود بیداد کردم
۲چو از صبرم همه فریاد کردند
چنان باشد که من فریاد کردم
۳مرا استاد صبر است و از این رو
خلاف مذهب استاد کردم
۴جهانی که نشد آباد هرگز
به ویران کردنش آباد کردم
۵در این تیزاب که چون برگ کاه است
به مشتی گل در او بنیاد کردم
۶فراموشم مکن یا رب ز رحمت
اگر غیر تو را من یاد کردم
۷