خداوندا مده آن یار را غم
مبادا قامت آن سرو را خم
۱تو می دانی که جان باغ ما اوست
مبادا سرو جان از باغ ما کم
۲همیشه تازه و سرسبز دارش
بر او افشان کرامتها دمادم
۳معظم دارش اندر دین و دنیا
به حق حرمت اسمای اعظم
۴وجودش در بنی آدم غریب است
بدو صد فخر دارد جان آدم
۵مخلد دار او را همچو جنت
که او جنات جنات است مبهم
۶ز رنج اندرون و رنج بیرون
معافش دار یا رب و مسلم
۷جهان شاد است وز او صد شکر دارد
که عیسی شکرها دارد ز مریم
۸دعاهایی که آن در لب نیاید
که بر اجزای روح است آن مقسم
۹مجاب و مستجابش کن پی او
که تو داناتری والله اعلم
۱۰