ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم
پیش کان شکر تو شکرافشان میرم
۱صد هزاران گل صدبرگ ز خاکم روید
چونک در سایه آن سرو گلستان میرم
۲ای بسا دست که خایند حریصان حیات
چونک در پای تو من دست فشانان میرم
۳شربت مرگ چو اندر قدح من ریزی
بر قدح بوسه دهم مست و خرامان میرم
۴چون به بوی خوش یک سیب تو موسی جان داد
پس عجب نیست کز آسیب تو چون جان میرم
۵چون خزان از خبر مرگ اگر زرد شوم
چون بهار از لب خندان تو خندان میرم
۶بارها مردم من وز دم تو زنده شدم
گر بمیرم ز تو صد بار بدان سان میرم
۷من پراکنده بدم خاک بدم جمع شدم
پیش جمع تو نشاید که پریشان میرم
۸همچو فرزند که اندر بر مادر میرد
در بر رحمت و بخشایش رحمان میرم
۹چه حدیث است کجا مرگ بود عاشق را
این محالست که در چشمه حیوان میرم
۱۰شمس تبریز کسانی که به تو زنده نیند
سوی تو زنده شوم از سوی ایشان میرم
۱۱