ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
گوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیم
۱دل رنجور به طنبور نوایی دارد
دل صدپاره خود را به نوایش دادیم
۲به خرابات بدستیم از آن رو مستیم
کوی دیگر نشناسیم در این کو زادیم
۳ساقیا زین همه بگذر بده آن جام شراب
همه را جمله یکی کن که در این افرادیم
۴همه را غرق کن و بازرهان زین اعداد
مزهای بخش که ما بیمزه اعدادیم
۵دل ما یافت از این باده عجایب بویی
لاجرم از دم این باده لطیف اورادیم
۶از برون خسته یاریم و درون رسته یار
لاجرم مست و طربناک و قوی بنیادیم
۷همه مستیم و خرابیم و فنای ره دوست
در خرابات فنا عاقله ایجادیم
۸هله خاموش بیارام عروسی داریم
هله گردک بنشینیم که ما دامادیم
۹