به کوی عشق تو من نامدم که بازروم
چگونه قبله گذارم چو در نماز روم
۱به جز که کور نخواهد که من به هیچ سبب
به سوی ظلمت از آن شمع صد طراز روم
۲کدام عقل روا بیند این که من تشنه
به غیر حضرت آن بحر بینیاز روم
۳براق عشق گزیدم که تا به دور ابد
به سوی طره هندو به ترکتاز روم
۴شب چو باز و بط روز را بسوزد پر
چو در سحر به مناجات او به راز روم
۵چو چشمبند قضا راه چشم بسته کند
به بوی عنبریش چشمها فرازروم
۶به خاک پای خداوند شمس تبریزی
که چون شدم ز وی از دست سرفراز روم
۷