ای سرده صد سودا دستار چنین می کن
خوب است همین شیوه ای دوست همین می کن
۱فرمانده خوبانی ابرو چو بجنبانی
این بنده تو را گوید آن می کن و این می کن
۲از خون مسلمانان در ساغر رهبان کن
وز کافر زلفینت ویرانی دین می کن
۳مأمون امین را تو می ران که رو ای خاین
وان غیرت رهزن را بر روح امین می کن
۴آن حکم که از هیبت در عرش نمیگنجد
بر پشت زمان می نه بر روی زمین می کن
۵آن را که ندارد جان جان ده به دم عیسی
وان را که ندارد زر ز اکسیر زرین می کن
۶تا دور ابد شاها شمس الحق تبریزی
حکمی است به دور تو آری هله هین می کن
۷