صبحدم شد زود برخیز ای جوان
رخت بربند و برس در کاروان
۱کاروان رفت و تو غافل خفتهای
در زیانی در زیانی در زیان
۲عمر را ضایع مکن در معصیت
تا تر و تازه بمانی جاودان
۳نفس شومت را بکش کان دیو توست
تا ز جیبت سر برآرد حوریان
۴چون بکشتی نفس شومت را یقین
پای نه بر بام هفتم آسمان
۵چون نماز و روزهات مقبول شد
پهلوانی پهلوانی پهلوان
۶پاک باش و خاک این درگاه باش
کبر کم کن در سماع عاشقان
۷گر سماع عاشقان را منکری
حشر گردی در قیامت با سگان
۸گر غلام شمس تبریزی شدی
نعره زن کالحمد لک یا مستعان
۹